تبليغاتX
خاله سوسکه

خاله سوسکه

تو را هر کس به سوی خویش خواند تو را من جز به سوی تو نخوانم

 

سرنشينان عزيز،
بادبانها را بکشيد؛ لنگرهايتان را هم.


بند تنبان را هم، خيلي سفت، خيلي محکم.
ناخدا من هستم؛
ناتوان، نادانا، نابينا، ناشنوا؛


ملوان! طناب افکار مرا به ثريا گره بزن.
نکند باز شود و موج ما را ببرد.
نقشهء راه باز هم به ما کلک زده است؛ باز هم، باز هم، و باز هم...

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 21:5  توسط تنبان قرمزی  | 


بعضي پيرمردها اين توانايي را دارند که در پياده رو کليه محتويات دماغشونو بدون دخالت دست به سمت جوب پرت کنند بدون باقي ماندن کوچکترين آثار جرم روي صورتشان...

بعضي بچه ها اين توانايي را دارند که نيم کيلو آب دهان را از روي سر يک مرد کچل داخل حياط خانه ي بغلي پرت کنند ..

ما هم اميدواريم بتونيم حتي چند دقيقه غمهاتونو به بيرون مغزتون پرت کنيم البته تنها براي چند دقيقه چرا که غم ها از آب دهان(و حتي آب دماغ) چسبناک ترند!!!

+ نوشته شده در  ساعت 20:28  توسط تنبان قرمزی  |