تبليغاتX
خاله سوسکه

خاله سوسکه

تو را هر کس به سوی خویش خواند تو را من جز به سوی تو نخوانم


اثر انگشت تو

روي صورت من

جا مي ماند،

و کارآگاه

ذوق زده از کشف جنايتي بزرگ

عشق ما را جار مي زند

حالا

تابوت ها را باز مي کينم

و توي آن يک ذره جا

وول مي خوريم

خيال آدمهايي که خواب ديده اند.

کريستف کلمب

راه افتاده در قلب من

و اين بار

به جستجوي سرزمين تازه اي

در دستهاي تو

پا پس نمي کشد...

 

+ نوشته شده در  ساعت 23:53  توسط تنبان قرمزی  |